لکه گذاری سایت پلان در معماری و اصول مهم آن
لکه گذاری در معماری فرایندی است که در آن، طراح بدون درگیر شدن با جزئیات سایت پلان، محدوده کلی استقرار فعالیتها را روی سایت پلان یا همان نقشههای اولیه مشخص میکند. تحلیل سایت و مکان یابی (جانمایی) اولین قدم در لکهگذاری است. برای ایجاد لکه گذاری اصولی، کار را باید از فضاهای عمومی آغاز کنید و به سمت فضاهای خصوصی حرکت کنید و مسیرهای حرکتی شما باید کوتاه باشد. از دیگر اصول لکه گذاری، توجه به اقلیم، نورگیری ساختمان و محرمیت است. لکهگذاری پلان معماری به تعیین بهتر نورگیری ساختمان و موقعیت فضاها و بخش های مختلف ساختمان کمک میکند و این از مزیت های این روش است. توجه داشته باشید، لکه هایی که ایجاد میکنید، به لحاظ مهندسی سازه قابل اجرا باشد و آنقدر درگیر این کار نشوید که از فضای سه بعدی طراحی خود دور بمانید.
لکه گذاری یکی از اولین مراحل در فرایند طراحی معماری است که به جانمایی فضاها و ارتباط فضاها کمک میکند. این کار به طراحان کمک میکند تا با توجه به کاربری ساختمان، نیازهای کاربران ساختمان و شرایط محیطی، بهترین استفاده را از فضا ببرند و یک طرح پایدار و متناسب با زیبایی شناسی و عملکرد ارائه دهند. میتوان لکهگذاری را پلی بین برنامه فیزیکی (لیست فضاهای مورد نیاز) و طراحی نهایی دانست.
هدف اصلی از لکه گذاری در سایت پلان این است که سازماندهی فضایی پروژه معماری مشخص شود. در واقع معمار با انجام لکه گذاری به سوالات زیر پاسخ میدهد:
برای یک لکهگذاری اصولی، معمولاً گامهای زیر طی میشود:
پیش از ترسیم، باید موقعیت جغرافیایی سایت خود را بررسی کنید. جهت وزش باد، زاویه تابش خورشید، دید و منظر (ویوی مناسب) و منابع آلودگی صوتی (مثل خیابان اصلی) تعیین میکنند که هر لکه کجا قرار بگیرد.
قبل از هر چیز، باید بدانیم خورشید از کجا میتابد و ورودی کجاست. در تحلیل سایت و جانمایی، به این موارد نیز توجه داریم:
در این مرحله، فضاها به صورت دایرههایی (حباب) ترسیم میشوند که اندازه آنها متناسب با مساحت مورد نیاز است. خطوط بین این حبابها، چگونگی رابطه (قوی یا ضعیف) فضاها با یکدیگر را نشان میدهند.
فضاها معمولاً بر اساس ویژگیهای عملکردی خود دسته بندی میشوند. برای مثال در یک واحد مسکونی بخش های مختلف ساختمان به صورت زیر منطقه بندی میشود:
برای داشتن لکهگذاری موفق لازم است اصولی را در نظر بگیرید؛ از جمله اینکه:
لکه گذاری سایت پلان معماری، چند مزیت قابل توجه به همراه دارد که مهمترین آن، بهینه سازی عملکرد است. به این معنا که به شما کمک میکند تا مطمئن شوید در طرح معماری شما، هر فضا در جای درست خود قرار دارد. مثلاً آشپزخانه نزدیک به ورودی قرار دارد و اتاق خواب دور از سر و صدای خیابان طراحی میشود. مزیت دیگر آن، صرفهجویی در زمان طراحی است. به عنوان مثال، کمک می کند به جای اینکه مستقیماً سراغ کشیدن دیوارها بروید و بعداً بفهمید کل چیدمان اشتباه است، با لکهگذاری چندین ایده را در چند دقیقه تست میکنید و بهترین را انتخاب میکنید.
سایر مزیت های لکه گذاری شامل موارد زیر است.
لکه گذاری در معماری، در کنار مزیت هایی که دارد، چنانچه با دید همه جانبه صورت نگیرید، ممکن است شما را با چالش هایی مواجه کند. همانطور که قبلا هم گفتیم، در لکه گذاری به جزئیات توجه نمیشود و فقط جای فضاها مشخص میگردد؛ بنابراین، در مورد احساس فضا، متریال و جزئیات نور پردازی چیزی به ما نمیگوید. بنابراین، در زمان ایجاد لکه در پلان های معماری، باید این موارد را در نظر داشته باشید.
چالش های دیگری که ممکن است با آن مواجه شوید شامل موارد زیر است:
| مزایا و چالش های لکه گذاری | |
| مزایا | معایب |
| سازماندهی منطقی فضا | احتمال خشکی و بی روحی در فرم |
| افزایش سرعت در اتود زدن | احتمال نادیده گرفتن محدودیتهای سازه |
| رعایت محرمیت و آرامش | محدود شدن به دید دو بعدی |
| کمک به هدایت درست مسیرهای حرکتی | ریسک نادیده گرفتن جزئیات حسی |
لکهگذاری یک طرح انتزاعی و منعطف است. در لکهگذاری، ما فقط «قلمرو» را مشخص میکنیم، اما در طراحی پلان، ضخامت دیوارها، ابعاد دقیق درها و چیدمان مبلمان تعیین میشود. لکهگذاری درست، تضمین میکند که پلان نهایی عملکرد درستی خواهد داشت.
تفاوت اصلی لکه گذاری با راندو در معماری، در زمان اجرا و هدف آنهاست؛ به این صورت که:
لکهگذاری در ابتدای مسیر طراحی معماری انجام میشود و هدف آن سازماندهی منطقی فضاها (جانمایی آشپزخانه، خواب و…) بدون درگیری با جزئیات است.
راندو در انتهای کار (یا مراحل ارائه) انجام میشود و هدف آن نمایش جذاب، واقع گرایانه و سه بعدی طرح با استفاده از رنگ، نور، سایه و متریال برای درک بهتر مخاطب است.
به عبارت ساده، لکهگذاری یعنی «کجا چی باشه» اما راندو یعنی «چقدر زیبا و واقعی به نظر برسه».
لکهگذاری یک مرحله تحلیلی و دو بُعدی برای تعیین ساختار و جایگیری فضاها (مانند تفکیک زون عمومی و خصوصی) است، در حالی که اسکیس یک طراحی سریع، دستآزاد و هنری برای نمایش ایدهی کلی، حجم و فرم ساختمان است.
لکهگذاری روی منطق و عملکرد متمرکز است، اما اسکیس بر خلاقیت و کالبد طرح تاکید دارد. لکه گذاری معمولاً پیش از اسکیس زدن انجام می شود؛ اما میتواند همزمان با آن نیز صورت گیرد. شما ابتدا باید بدانید هر فعالیت (خواب، پذیرایی، ورودی) چقدر فضا نیاز دارد و باید کجا قرار بگیرد تا روابط درست برقرار شود. لکهگذاری به شما “محتوا” میدهد. سپس، وقتی جای فضاها مشخص شد، با اسکچ، به آن لکهها “شکل، حجم و روح” میدهید. اگر اول اسکیس حجمی بزنید بدون اینکه لکهگذاری کرده باشید، ممکن است فرم زیبایی خلق کنید که از نظر داخلی هیچ فضای استانداردی در آن جا نشود.
برای اینکه موضوع کاملاً ملموس شود، بیایید لکهگذاری یک ویلای یک طبقه (دوبلکس نه، تخت) را در یک زمین فرضی که ورودی آن از سمت جنوب است، بررسی کنیم. در معماری، لکهگذاری معمولاً با استفاده از رنگها انجام میشود تا تفکیک فضاها در یک نگاه مشخص باشد.
قبل از هر چیز، باید بدانیم خورشید از کجا میتابد و ورودی کجاست.
در این مرحله از لکه گذاری، به جای کشیدن دیوار، دایرههایی با اندازههای مختلف میکشیم.
آخرین مرحله لگه گذاری، تبدیل حبابها به شکلهای هندسی منظمتر است. در این مرحله از رنگهای استاندارد استفاده میکنیم:
نکات کلیدی در این نمونه لکه گذاری
گام بعدی: پس از اینکه این لکهها روی کاغذ تثبیت شدند، خطوط دقیق دیوارها بر اساس این مرزبندی ها رسم نمایید.
لکه گذاری مثل یک نقشه راه برای معمار است. اگر این مرحله به درستی انجام نشود، ساختمان ممکن است زیبا باشد اما ممکن است زندگی در آن دشوار و آزار دهنده گردد.